zuzulangen

Aussprache: /ˈtsuːtsuːlaŋən/
Wortzerlegung: zu·zu·lan·gen
Erweiterter Infinitiv

دست دراز کردن، کافی بودن، ضربه زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم) یا auf + Akkusativ

با اشتیاق و بدون ملاحظه به چیزی دست بردن، به ویژه در مورد غذا یا فرصت‌ها؛ همچنین به معنای درگیر شدن فعالانه و جسورانه در یک موقعیت.

  • Er langte bei dem Buffet gierig zu und nahm sich mehr als ihm zustand.او با حرص به بوفه دست دراز کرد و بیش از سهم خود برداشت.
  • Sie langte bei der Verteilung der Aufgaben energisch zu, um ihre Fähigkeiten unter Beweis zu stellen.او در تقسیم وظایف با قاطعیت وارد عمل شد تا توانایی‌های خود را به اثبات برساند.