zuzuleimen
چسب زدن (برای)
Bedeutungen
1
Akkusativ
اتصال یا بستن دو سطح با استفاده از چسب، به ویژه در کارهای دقیق، هنری یا صنعتی که نیاز به استحکام و دقت دارد.
- Der Restaurator leimte die zerbrochenen Teile der antiken Vase vorsichtig zusammen, um sie wiederherzustellen.مرمتکار قطعات شکسته گلدان باستانی را با دقت چسباند تا آن را بازسازی کند.
- Für das Modellflugzeug mussten die winzigen Flügel präzise zugeleimt werden.برای هواپیمای مدل، بالهای کوچک باید با دقت چسبانده میشدند.
2
Akkusativ
به صورت استعاری، ایجاد یک پیوند قوی یا غیرقابل گسست بین افراد یا مفاهیم، یا مسدود کردن ارتباطات.
- Die gemeinsame Erfahrung im Krieg schien die Soldaten für immer zuzuleimen.تجربه مشترک در جنگ به نظر میرسید سربازان را برای همیشه به هم پیوند دهد.
- Die Zensur versuchte, die kritischen Stimmen zuzuleimen und die öffentliche Meinung zu kontrollieren.سانسور تلاش کرد تا صداهای منتقد را خاموش کند و افکار عمومی را کنترل نماید.