zuzurechnen
نسبت دادن، محاسبه کردن
Bedeutungen
1
Dativ
چیزی یا کسی را به گروه، دسته یا طبقهبندی خاصی نسبت دادن یا مرتبط دانستن، اغلب با بار معنایی مثبت یا منفی.
- Man kann diesen Erfolg zweifellos dem unermüdlichen Einsatz des Teams zurechnen.این موفقیت را بیشک میتوان به تلاش بیوقفه تیم نسبت داد.
- Die Schuld für das Scheitern des Projekts wurde ihm allein zugerechnet.تقصیر شکست پروژه صرفاً به او نسبت داده شد.
2
Akkusativ + Dativ
چیزی را به عنوان بخشی از یک کل یا مجموع در نظر گرفتن و محاسبه کردن.
- Die Kosten für die Anreise müssen dem Gesamtbudget zugerechnet werden.هزینههای رفت و آمد باید به بودجه کل اضافه شود.
- Sein Beitrag zum Unternehmen wird hoch zugerechnet.سهم او در شرکت بسیار ارزشمند تلقی میشود.