zuzuriegelnden

Aussprache: /ˌtsuːtsuːˈriːɡl̩ndn̩/
Worttrennung: zu·zu·rie·geln·den
Dekliniertes Gerundivum

که باید قفل شود، که باید بسته شود

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ)

چیزی را با استفاده از قفل، بست یا مکانیزم مشابه، به طور کامل و محکم بستن، به طوری که باز کردن آن دشوار یا غیرممکن باشد.

  • Der Wärter riegelte die Zelle von außen zu.نگهبان سلول را از بیرون قفل کرد.
  • Sie musste die schwere Eichentür sorgfältig zuzuriegeln, um die Kälte draußen zu halten.او مجبور بود در سنگین بلوطی را با دقت قفل کند تا سرما بیرون بماند.