zuzuriegelnden
که باید قفل شود، که باید بسته شود
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
چیزی را با استفاده از قفل، بست یا مکانیزم مشابه، به طور کامل و محکم بستن، به طوری که باز کردن آن دشوار یا غیرممکن باشد.
- Der Wärter riegelte die Zelle von außen zu.نگهبان سلول را از بیرون قفل کرد.
- Sie musste die schwere Eichentür sorgfältig zuzuriegeln, um die Kälte draußen zu halten.او مجبور بود در سنگین بلوطی را با دقت قفل کند تا سرما بیرون بماند.