zuzurollen
به سمت کسی یا چیزی غلتیدن/چرخیدن (شکل گسترش یافته مصدر)
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
حرکت کردن به سمت یک مکان یا شخص با غلتیدن، اغلب برای اشیاء یا در توصیف حرکت.
- Der Ball rollte auf das Spielfeld zu.توپ به سمت زمین بازی غلتید.
- Ein großer Stein rollte auf das Dorf zu.سنگی بزرگ به سمت روستا غلتید.
2
auf + Akkusativ
نزدیک شدن یا فرا رسیدن چیزی (اغلب یک رویداد یا زمان) به صورت تدریجی و با حرکت مداوم.
- Der Winter rollte unaufhaltsam auf die Stadt zu.زمستان به طور غیرقابل توقفی به سمت شهر نزدیک میشد.
- Die Entscheidung rollte langsam auf die Verhandlungsteilnehmer zu.تصمیم به آرامی به سمت شرکتکنندگان در مذاکره نزدیک میشد.