zuzuschauen
تماشا کردن، نظاره کردن
Bedeutungen
1
Dativ oder bei + Dativ
مشاهده کردن یک رویداد، عمل یا نمایش با تمرکز و توجه ویژه، اغلب با هدف درک عمیقتر یا تحلیل آن (در حالت مصدر).
- Es ist faszinierend, den Meistern ihres Fachs bei der Arbeit zuzuschauen.تماشای کار استادان حرفه خود بسیار شگفتانگیز است.
- Die Kinder saßen still und schauten dem Puppentheater gespannt zuzuschauen.بچهها ساکت نشسته بودند و با هیجان به تماشای تئاتر عروسکی مشغول بودند.