zuzuscheissen
به هم ریختن، خراب کردن، گند زدن (عامیانه)
Bedeutungen
1
Akkusativ
در معنای مجازی و بسیار عامیانه، به معنای خراب کردن یا به شدت آسیب رساندن به یک موقعیت، پروژه یا برنامه، اغلب به دلیل بیکفایتی یا سهلانگاری.
- Er hat die gesamte Präsentation zuzuscheissen, indem er die falschen Daten verwendete.او با استفاده از دادههای اشتباه، کل ارائه را به شدت خراب کرد.
- Die unerfahrenen Manager haben das Projekt von Anfang an zuzuscheissen.مدیران بیتجربه از همان ابتدا پروژه را به شدت آسیب رساندند.