zuzuschlagen
ضربت زدن، مشت زدن، پذیرفتن (پیشنهاد)
Bedeutungen
1
Akkusativ
وارد کردن ضربهای قوی با مشت یا وسیلهای مشابه، اغلب در درگیری فیزیکی.
- In einem Anfall von Wut schlug er mit der Faust auf den Tisch.او در اوج خشم، با مشت بر روی میز کوبید.
- Der Boxer wartete auf den richtigen Moment, um zuzuschlagen.بوکسور منتظر لحظه مناسب برای ضربه زدن بود.
2
Akkusativ
به سرعت و قاطعانه پذیرفتن یک پیشنهاد، فرصت یا معامله مطلوب.
- Bei diesem Sonderangebot musste ich einfach zuschlagen.با این پیشنهاد ویژه، چارهای جز پذیرفتن سریع نداشتم.
- Sie zögerte nicht und schlug bei der einmaligen Gelegenheit zu.او تردید نکرد و این فرصت بینظیر را از دست نداد.
3
به طور ناگهانی و قاطعانه حمله کردن یا اقدام کردن، اغلب با هدف غافلگیر کردن.
- Die Raubtiere schlugen blitzschnell zu, als sich die Beute näherte.حیوانات درنده به محض نزدیک شدن طعمه، به سرعت حمله کردند.
- Der Markt schlug unerwartet zu und führte zu starken Kursschwankungen.بازار به طور غیرمنتظرهای واکنش نشان داد و منجر به نوسانات شدید قیمت شد.