zuzuschlagen

Aussprache: /ˌtsuːˈtsuːʃlaːɡn̩/
Worttrennung: zu·zu·schla·gen
Erweiterter Infinitiv

ضربت زدن، مشت زدن، پذیرفتن (پیشنهاد)

Bedeutungen

1 Akkusativ

وارد کردن ضربه‌ای قوی با مشت یا وسیله‌ای مشابه، اغلب در درگیری فیزیکی.

  • In einem Anfall von Wut schlug er mit der Faust auf den Tisch.او در اوج خشم، با مشت بر روی میز کوبید.
  • Der Boxer wartete auf den richtigen Moment, um zuzuschlagen.بوکسور منتظر لحظه مناسب برای ضربه زدن بود.
2 Akkusativ

به سرعت و قاطعانه پذیرفتن یک پیشنهاد، فرصت یا معامله مطلوب.

  • Bei diesem Sonderangebot musste ich einfach zuschlagen.با این پیشنهاد ویژه، چاره‌ای جز پذیرفتن سریع نداشتم.
  • Sie zögerte nicht und schlug bei der einmaligen Gelegenheit zu.او تردید نکرد و این فرصت بی‌نظیر را از دست نداد.
3

به طور ناگهانی و قاطعانه حمله کردن یا اقدام کردن، اغلب با هدف غافلگیر کردن.

  • Die Raubtiere schlugen blitzschnell zu, als sich die Beute näherte.حیوانات درنده به محض نزدیک شدن طعمه، به سرعت حمله کردند.
  • Der Markt schlug unerwartet zu und führte zu starken Kursschwankungen.بازار به طور غیرمنتظره‌ای واکنش نشان داد و منجر به نوسانات شدید قیمت شد.