zuzuschleifen
تیز کردن، تراشیدن (به صورت مصدر)
Bedeutungen
1
Akkusativ
با سنگ زدن یا سایش، چیزی را به شکل یا اندازه دلخواه درآوردن یا صاف و صیقلی کردن.
- Der Handwerker musste die Kanten des Holzes sorgfältig zuschleifen, um Verletzungen zu vermeiden.صنعتگر مجبور بود لبههای چوب را با دقت صیقل دهد تا از جراحات جلوگیری کند.
- Die Bildhauerin nutzte feines Schleifpapier, um die Oberfläche der Skulptur zuzuschleifen.مجسمهساز از کاغذ سنباده ظریف برای صیقل دادن سطح مجسمه استفاده کرد.
2
Akkusativ
چیزی را با سنگ زدن یا سایش به طور کامل از بین بردن یا تخریب کردن.
- Die ständige Erosion durch den Wind hat die Felsen über Jahrhunderte zugeschliffen.فرسایش مداوم توسط باد، صخرهها را در طول قرنها تراشیده و صاف کرده است.
- Manche alten Gebäude wurden im Laufe der Zeit durch Witterungseinflüsse fast vollständig zugeschliffen.برخی ساختمانهای قدیمی در طول زمان تقریباً به طور کامل در اثر عوامل جوی فرسایش یافته و صاف شدهاند.