zuzuschmieren
باید چرب کرد، چرب کردن (با تاکید بر ضرورت)
Bedeutungen
1
Akkusativ
پوشاندن کامل یک سطح یا شیء با لایهای از چربی، روغن یا مادهای مشابه، اغلب به منظور روانکاری، محافظت یا پنهان کردن.
- Der Mechaniker musste die beweglichen Teile des Getriebes sorgfältig mit Spezialfett zuzuschmieren.مکانیک مجبور بود قطعات متحرک گیربکس را با دقت با گریس مخصوص چرب کند.
- Um das Anhaften zu verhindern, wurde die Form vor dem Guss mit Öl zuzugeschmiert.برای جلوگیری از چسبیدن، قالب قبل از ریختهگری با روغن چرب شد.
2
Akkusativ
پوشاندن یا کثیف کردن چیزی با مادهای چرب یا روغنی، به طوری که ظاهر آن تغییر کند یا ناخوانا شود.
- Er hat versehentlich die gesamte Rechnung mit Butter zuzugeschmiert.او به طور تصادفی کل صورتحساب را با کره چرب کرد.
- Die Kinder hatten ihre Gesichter mit Schokolade zuzugeschmiert.بچهها صورتهایشان را با شکلات کثیف کرده بودند.