zuzuschnüren

Aussprache: /ˌt͡suːt͡suːˈʃnyːʁən/
Worttrennung: zu·zu·schnü·ren
Erweiterter Infinitiv

بستن (با بند کفش یا مشابه آن)

Bedeutungen

1 Akkusativ

بستن یا محکم کردن چیزی با استفاده از بند، ریسمان یا تسمه، به طوری که تنگ شود یا بسته بماند.

  • Sie musste ihre Stiefel sorgfältig zuzuschnüren, bevor sie die Wanderung begann.او مجبور بود قبل از شروع پیاده‌روی، چکمه‌هایش را با دقت ببندد.
  • Der Arzt riet ihm, die Wunde nicht zu fest zuzuschnüren, um die Blutzirkulation nicht zu behindern.پزشک به او توصیه کرد که زخم را بیش از حد محکم نبندد تا جریان خون مختل نشود.