zuzuschnappen

Aussprache: /ˈtsuːtsuːˌʃnapən/
Wortzerlegung: zu·zu·schnap·pen
Erweiterter Infinitiv

گاز گرفتن، قاپیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم)

بستن ناگهانی و سریع دهان یا فک، اغلب برای نشان دادن خشم، غافلگیری یا تمایل به گرفتن چیزی.

  • Der hungrige Wolf schnappte nach dem Fleisch, das ihm zugeworfen wurde.گرگ گرسنه به سمت گوشتی که برایش پرتاب شده بود، قاپید.
  • Vor Schreck schnappte sie nach Luft und ihr Mund öffnete sich weit.او از ترس نفس‌نفس زد و دهانش از تعجب باز شد.
2 Akkusativ (مفعول مستقیم)

به صورت کنایه، به سرعت و بدون تأمل پذیرفتن یا گرفتن فرصتی، پیشنهادی یا اطلاعاتی.

  • Er schnappte nach jeder Gelegenheit, seine Vorgesetzten zu kritisieren.او هر فرصتی را برای انتقاد از مدیران خود قاپید.
  • Die Journalisten schnappten nach jeder Information, die ihnen über den Skandal zugespielt wurde.روزنامه‌نگاران به دنبال هر اطلاعاتی بودند که در مورد رسوایی به آنها داده می‌شد.