zuzuschneien

Aussprache: /ˌtsuːtsuːˈʃnaɪ̯ən/
Worttrennung: zu·zu·schnei·en
Erweiterter Infinitiv

پوشیده شدن با برف (مصدر)

Bedeutungen

1 zu + Dativ (für das Ziel)

فعل لازم برای توصیف عمل برف باریدن به سمت یک مکان یا شیء و پوشاندن آن؛ اغلب در ترکیب با 'zu' برای نشان دادن جهت یا نتیجه.

  • Der Schneefall begann heftig zuzuschneien und drohte, die Zufahrtsstraße zur Stadt zu blockieren.برف‌ریزش به شدت شروع به باریدن و پوشاندن کرد و تهدید کرد که جاده ورودی به شهر را مسدود کند.
  • Die Schneemassen begannen, die alten Ruinen zuzuschneien und sie langsam der Vergessenheit preiszugeben.توده‌های برف شروع به پوشاندن خرابه‌های قدیمی کردند و آن‌ها را به آرامی به دست فراموشی سپردند.