zuzuschneien
پوشیده شدن با برف (مصدر)
Bedeutungen
1
zu + Dativ (für das Ziel)
فعل لازم برای توصیف عمل برف باریدن به سمت یک مکان یا شیء و پوشاندن آن؛ اغلب در ترکیب با 'zu' برای نشان دادن جهت یا نتیجه.
- Der Schneefall begann heftig zuzuschneien und drohte, die Zufahrtsstraße zur Stadt zu blockieren.برفریزش به شدت شروع به باریدن و پوشاندن کرد و تهدید کرد که جاده ورودی به شهر را مسدود کند.
- Die Schneemassen begannen, die alten Ruinen zuzuschneien und sie langsam der Vergessenheit preiszugeben.تودههای برف شروع به پوشاندن خرابههای قدیمی کردند و آنها را به آرامی به دست فراموشی سپردند.