zuzuschwanken

Aussprache: /t͡suˈt͡suːˌʃvaŋkən/
Worttrennung: zu·zu·schwan·ken
Erweiterter Infinitiv

متزلزل شدن، نوسان کردن

Bedeutungen

1 zu + Dativ

نشان دادن تمایل یا گرایش به سمت یک جهت، وضعیت یا نتیجه خاص، اغلب با عدم قطعیت یا تردید همراه است.

  • Die öffentliche Meinung schwankte in der Frage der Reformen zu einer ablehnenden Haltung.افکار عمومی در مورد مسئله اصلاحات به سمت موضعی رد کننده متمایل شد.
  • Nach langer Debatte schwankte der Ausschuss schließlich zu einem Kompromissvorschlag zu.پس از بحث طولانی، کمیته در نهایت به سمت یک پیشنهاد مصالحه گرایش یافت.