zuzuspachteln

Aussprache: /t͡suːt͡suːˈʃpaχtl̩n/
Worttrennung: zu·zu·spach·teln
Erweiterter Infinitiv

پوشاندن با بتونه یا خمیر، پر کردن (با ماله)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به صورت فیزیکی، با استفاده از بتونه یا مواد مشابه، شکاف‌ها، سوراخ‌ها یا ناهمواری‌ها را به طور کامل پر کرده و سطح را صاف و یکدست کردن؛ پوشاندن کامل یک عیب سطحی.

  • Es ist eine mühsame Arbeit, alle kleinen Löcher in der Decke zuzuspachteln.بتونه‌کاری تمام سوراخ‌های کوچک در سقف کاری طاقت‌فرسا است.
  • Der Handwerker musste die beschädigte Stelle an der Wand erst reinigen und dann sorgfältig zuzuspachteln.صنعتگر مجبور بود ابتدا محل آسیب‌دیده روی دیوار را تمیز کرده و سپس با دقت بتونه‌کاری کند.
2 Akkusativ

به صورت مجازی یا استعاری، تلاش برای پنهان کردن یا پوشاندن یک حقیقت، نقص یا مشکل؛ تلاش برای رفع یا مخفی کردن یک ایراد اساسی.

  • Man kann die gravierenden Mängel des Systems nicht einfach durch oberflächliche Maßnahmen zuzuspachteln versuchen.نمی‌توان با اقدامات سطحی تلاش کرد نواقص جدی سیستم را پوشاند.
  • Er versuchte, seine Fehler durch Ausreden zuzuspachteln, aber seine Glaubwürdigkeit war bereits erschüttert.او سعی کرد اشتباهاتش را با بهانه‌ها بپوشاند، اما اعتبار او قبلاً خدشه‌دار شده بود.