zuzustürmen
حمله کردن، هجوم آوردن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
با سرعت زیاد و قاطعیت به سمت کسی یا چیزی حرکت کردن، اغلب با هدف حمله، دستگیری یا رسیدن به آن.
- Die Menge drohte, auf die Bühne zuzustürmen, um den Künstler zu erreichen.جمعیت تهدید میکردند که برای رسیدن به هنرمند، به سمت صحنه هجوم ببرند.
- Die Sicherheitskräfte waren darauf vorbereitet, auf jeden Eindringling zuzustürmen.نیروهای امنیتی آماده بودند تا به سمت هر مهاجمی یورش ببرند.