zuzustürzen
در شرف سقوط بودن، در آستانه سقوط بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ (با اشیاء)
به طور ناگهانی و با شدت زیاد سقوط کردن یا فرو ریختن، اغلب در مورد ساختمانها، اشیاء بزرگ یا در حوادث.
- Es besteht die Gefahr, dass die Brücke unter der Last des Verkehrs zuzustürzen droht.خطر این وجود دارد که پل تحت بار ترافیک در آستانه فرو ریختن باشد.
- Die alte Felswand drohte, auf das darunterliegende Dorf zuzustürzen.صخره قدیمی در آستانه سقوط بر روی روستای زیرین بود.
2
auf + Akkusativ
به شدت و با عجله به سمت کسی یا چیزی هجوم بردن یا یورش بردن.
- Die Menge begann, auf den Redner zuzustürzen, als er die Grenzen der Meinungsfreiheit überschritt.جمعیت شروع به هجوم بردن به سمت سخنران کردند، هنگامی که او از حدود آزادی بیان فراتر رفت.
- Die hungrigen Wölfe waren bereit, auf die Herde zuzustürzen.گرگهای گرسنه آماده بودند تا به گله یورش ببرند.