zuzustecken
برای در جیب گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به طور مخفیانه یا غیرقانونی در جایی قرار دادن، اغلب با هدف پنهان کردن یا دادن رشوه.
- Der Beamte steckte die Bestechungsgelder unauffällig in seine Tasche zu.کارمند به طور نامحسوسی پول رشوه را در جیب خود گذاشت.
- Sie versuchte, die Beweismittel schnell in ihrem Mantel zuzustecken, bevor die Polizei eintraf.او تلاش کرد قبل از ورود پلیس، مدارک جرم را به سرعت در کتش پنهان کند.
2
Akkusativ + zu + Dativ
چیزی را به عنوان ضمیمه یا پیوست به چیزی دیگر اضافه کردن.
- Dem Antrag musste eine Kopie des Ausweises zugesteckt werden.یک کپی از کارت شناسایی باید به درخواست ضمیمه میشد.
- Man hat dem Brief noch eine persönliche Notiz zuzustecken vergessen.فراموش کردند که یک یادداشت شخصی به نامه ضمیمه کنند.