zuzuströmen

Aussprache: /tsuːtsuːˈʃtʁøːmən/
Worttrennung: zu·zu·strö·men
Erweiterter Infinitiv

سرازیر شدن

Bedeutungen

1 zu + Dativ

جریان یافتن انبوهی از مردم یا اشیاء به سمت یک مکان یا شخص خاص، اغلب با سرعت و شدت؛ معمولاً در زمینه‌های اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی.

  • Nach der Bekanntgabe der Ergebnisse strömten die Anhänger der Partei jubelnd zum Wahlsieg.پس از اعلام نتایج، هواداران حزب با شادی به سوی پیروزی انتخاباتی سرازیر شدند.
  • Die Nachricht von der Katastrophe ließ die Hilfsgüter und Freiwilligen zu den betroffenen Gebieten zuströmen.خبر فاجعه باعث شد تا کمک‌های بشردوستانه و داوطلبان به مناطق آسیب‌دیده سرازیر شوند.
2 zu + Dativ

جذب شدن انبوهی از افراد یا چیزها به سمت یک مرکز یا رویداد خاص؛ اغلب به دلیل جذابیت، فرصت یا ضرورت.

  • Die Aussicht auf lukrative Geschäfte ließ Investoren aus aller Welt zum neuen Markt zuströmen.چشم‌انداز معاملات سودآور باعث شد سرمایه‌گذاران از سراسر جهان به سوی بازار جدید هجوم آورند.
  • Bei der Eröffnung des Museums war die Bevölkerung in Scharen zum Ereignis zugeströmt.در مراسم افتتاحیه موزه، مردم فوج فوج به سوی این رویداد شتافتند.