zuzutreiben

Aussprache: /ˌtsuːtsuːˈtraɪ̯bn̩/
Worttrennung: zu·zu·trei·ben
Erweiterter Infinitiv

راندن، مجبور کردن، سوق دادن (به صورت مصدر با 'zu')

Bedeutungen

1 Akkusativ

موجودات یا اشیاء را با فشار یا هدایت به سمت یک مکان یا وضعیت خاصی سوق دادن یا جمع کردن.

  • Die Sicherheitskräfte versuchten, die Demonstranten zum Rückzug zuzutreiben.نیروهای امنیتی تلاش کردند تظاهرکنندگان را به عقب‌نشینی سوق دهند.
  • Der Hirte trieb die Herde langsam zum Stall zu.چوپان گله را به آرامی به سمت طویله راند.