zuzuwuchern

Aussprache: /ˌtsuːtsuːˈvuːxɐn/
Wortzerlegung: zu·zu·wu·chern
Erweiterter Infinitiv

رشد کردن، گسترش یافتن (به صورت ناخواسته)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) zuwachsen

رشد کردن و به طور کامل چیزی را پوشاندن یا فرا گرفتن، به خصوص در مورد گیاهان یا مواد ارگانیک.

  • Der alte Garten war von Efeu fast vollständig zugewuchert.باغ قدیمی تقریباً به طور کامل توسط پیچک پوشیده شده بود.
  • Die Ruinen waren von dichtem Gestrüpp zugewuchert und kaum noch erkennbar.ویرانه‌ها توسط بوته‌های انبوه پوشیده شده بودند و به سختی قابل تشخیص بودند.
2 etwas (Akkusativ) zuwachsen

به طور استعاری، چیزی را به تدریج فرا گرفتن، تسخیر کردن یا تحت تأثیر قرار دادن، اغلب به صورت منفی.

  • Seine Gedanken waren von Sorgen zugewuchert, sodass er sich auf nichts anderes konzentrieren konnte.افکار او توسط نگرانی‌ها فرا گرفته شده بود، به طوری که نمی‌توانست روی چیز دیگری تمرکز کند.
  • Die Bürokratie drohte, die Innovationskraft des Unternehmens zuzuwuchern.بوروکراسی تهدید می‌کرد که قدرت نوآوری شرکت را تسخیر کند.