zwäg
(سوئیسی) سالم، سرحال؛ خوب، عالی، دلپذیر
Bedeutungen
1
در گویش سوئیسی آلمانی: سالم، تندرست، سرحال و با انرژی.
- Nach der Krankheit fühle ich mich wieder richtig zwäg.پس از بیماری، دوباره احساس سلامتی و سرحالی میکنم.
- Er ist ein junger Mann, der immer fit und zwäg ist.او مرد جوانی است که همیشه سرحال و تندرست است.
- Ich hoffe, dass wir bald wieder zwäg sind.امیدوارم که به زودی دوباره سرحال شویم.
2
در گویش سوئیسی آلمانی: خوب، عالی، دلپذیر، مناسب.
- Das Wetter ist heute wirklich zwäg.هوای امروز واقعاً عالی است.
- Das Essen im Restaurant war sehr zwäg.غذای رستوران خیلی خوب بود.
- Ein zwäges Auto ist für uns wichtig.یک ماشین خوب برای ما مهم است.