zwäg

Aussprache: /t͡svɛːk/
Worttrennung: zwäg
صفت

(سوئیسی) سالم، سرحال؛ خوب، عالی، دلپذیر

Bedeutungen

1

در گویش سوئیسی آلمانی: سالم، تندرست، سرحال و با انرژی.

  • Nach der Krankheit fühle ich mich wieder richtig zwäg.پس از بیماری، دوباره احساس سلامتی و سرحالی می‌کنم.
  • Er ist ein junger Mann, der immer fit und zwäg ist.او مرد جوانی است که همیشه سرحال و تندرست است.
  • Ich hoffe, dass wir bald wieder zwäg sind.امیدوارم که به زودی دوباره سرحال شویم.
2

در گویش سوئیسی آلمانی: خوب، عالی، دلپذیر، مناسب.

  • Das Wetter ist heute wirklich zwäg.هوای امروز واقعاً عالی است.
  • Das Essen im Restaurant war sehr zwäg.غذای رستوران خیلی خوب بود.
  • Ein zwäges Auto ist für uns wichtig.یک ماشین خوب برای ما مهم است.