durchzwängen
به زور رد شدن، به سختی عبور کردن
Bedeutungen
1
sich + durch + Akkusativ
به زور از جایی رد شدن، خود را از جایی عبور دادن (با فشار).
- Er musste sich durch die enge Lücke zwängen.او مجبور شد خود را به زور از شکاف تنگ رد کند.
- Die Menschen zwängten sich durch die Menschenmenge.مردم خود را به زور از میان جمعیت عبور دادند.