zwölfe
دوازده (شکل قدیمی یا عامیانه)
Beispiele
- Man hörte in der Ferne die Turmuhr ''zwölfe'' schlagen.از دور صدای ساعت برج را شنید که دوازده میزد.
- Birte zählte beim Versteckspielen laut … zehne, elfe, ''zwölfe!'' - ich komme!بیرته هنگام قایمباشک با صدای بلند شمرد… ده، یازده، دوازده! - من آمدم!