zwölfmonatig
دوازده ماهه، یک ساله
Bedeutungen
1
مدت زمان یا دوره ای که دوازده ماه طول می کشد.
- Das Projekt hat eine zwölfmonatige Laufzeit.این پروژه یک دوره اجرایی دوازده ماهه دارد.
- Wir bieten einen zwölfmonatigen Mietvertrag an.ما یک قرارداد اجاره دوازده ماهه ارائه میدهیم.
- Die zwölfmonatige Beobachtungsphase ist nun abgeschlossen.فاز مشاهده دوازده ماهه اکنون به پایان رسیده است.