zwölfmonatig

Aussprache: /ˌtsvœlfˈmoːnatɪç/
Worttrennung: zwölf·mo·na·tig
صفت

دوازده ماهه، یک ساله

Bedeutungen

1

مدت زمان یا دوره ای که دوازده ماه طول می کشد.

  • Das Projekt hat eine zwölfmonatige Laufzeit.این پروژه یک دوره اجرایی دوازده ماهه دارد.
  • Wir bieten einen zwölfmonatigen Mietvertrag an.ما یک قرارداد اجاره دوازده ماهه ارائه می‌دهیم.
  • Die zwölfmonatige Beobachtungsphase ist nun abgeschlossen.فاز مشاهده دوازده ماهه اکنون به پایان رسیده است.