zwölfstündig

Aussprache: /ˌtsvœlfˈʃtʏndɪç/
Worttrennung: zwölf·stün·dig
صفت

دوازده‌ساعته، به مدت دوازده ساعت، نیم‌روزه

Bedeutungen

1

چیزی که دوازده ساعت طول می‌کشد یا دوازده ساعت ادامه دارد؛ گاهی به معنای نیم‌روزه یا یک روز کامل کاری طولانی استفاده می‌شود.

  • Die zwölfstündige Autofahrt war sehr anstrengend.رانندگی دوازده ساعته بسیار خسته‌کننده بود.
  • Sie hat eine zwölfstündige Schicht im Krankenhaus.او یک شیفت دوازده ساعته در بیمارستان دارد.
  • Das zwölfstündige Programm bot eine Vielzahl von Aktivitäten.برنامه دوازده ساعته فعالیت‌های متنوعی را ارائه می‌داد.