zwölftägig

Aussprache: /ˌt͡svœlfˈtɛːɡɪç/
Worttrennung: zwölf·tä·gig
صفت

دوازده روزه

Bedeutungen

1

که مدت آن دقیقاً دوازده روز است.

  • Wir planen einen zwölftägigen Roadtrip durch Skandinavien.ما یک سفر جاده‌ای دوازده روزه در سراسر اسکاندیناوی برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Die zwölftägige Expedition war erfolgreich.اکسپدیشن دوازده روزه موفقیت‌آمیز بود.
  • Sie hat sich für einen zwölftägigen Workshop angemeldet.او برای یک کارگاه دوازده روزه ثبت نام کرده است.