zwölftägig
دوازده روزه
Bedeutungen
1
که مدت آن دقیقاً دوازده روز است.
- Wir planen einen zwölftägigen Roadtrip durch Skandinavien.ما یک سفر جادهای دوازده روزه در سراسر اسکاندیناوی برنامهریزی میکنیم.
- Die zwölftägige Expedition war erfolgreich.اکسپدیشن دوازده روزه موفقیتآمیز بود.
- Sie hat sich für einen zwölftägigen Workshop angemeldet.او برای یک کارگاه دوازده روزه ثبت نام کرده است.