zwanghaft
وسواسی، اجباری، قهری
Beispiele
- Skin Picker bearbeiten ''zwanghaft'' ihre Haut, bis offene Wunden entstehen und Narben bleiben.افراد مبتلا به اختلال کندن پوست، پوست خود را به صورت وسواسی میتراشند تا زمانی که زخمهای باز ایجاد شود و جای زخم باقی بماند.