zwangsbeglücken

Aussprache: /ˈt͡svaŋsbəˌɡlʏkn̩/
Worttrennung: zwangs·be·glü·cken
فعل

به زور خوشحال کردن، به زور چیزی را به کسی تحمیل کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas zwangsbeglücken)

چیزی را به زور به کسی تحمیل کردن با این ادعا که برایش خوب است یا او را خوشحال می‌کند.

  • Man sollte niemanden mit seinen eigenen Idealen zwangsbeglücken.نباید کسی را با ایده‌آل‌های خود به زور خوشحال کرد.
  • Er versucht, seine Familie mit seinen Geschenken zwangszubeglücken.او تلاش می‌کند خانواده‌اش را با هدایای خود به زور خوشحال کند.