zwangsbeglücken
به زور خوشحال کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به زور به کسی تحمیل کردن با این ادعا که برایش خوب است
- Ich möchte von dir nicht mit deinen Ratschlägen zwangsbeglückt werden.من نمیخواهم با نصیحتهای تو به زور مشمول لطف قرار بگیرم.
- Das Unternehmen zwangsbeglückt seine Kunden mit einem neuen Design.شرکت با یک طراحی جدید، مشتریانش را به زور مستفیض میکند.