zwangspensionieren
اجباراً بازنشسته کردن
Beispiele
- Es ist geplant, den Personalüberhang auch dadurch abzubauen, dass man einige Beamte ''zwangspensioniert.برنامهریزی شده است که مازاد پرسنل را با اجبار بازنشسته کردن برخی از کارمندان دولتی کاهش دهیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به اجبار بازنشسته کردن، اغلب برخلاف میل او یا به دلیل بازسازی شرکت.
- Der Konzern hat viele ältere Mitarbeiter zwangspensioniert.شرکت بسیاری از کارمندان مسنتر را به اجبار بازنشسته کرد.
- Er wurde mit 60 Jahren zwangspensioniert, obwohl er noch arbeiten wollte.او در ۶۰ سالگی به اجبار بازنشسته شد، با اینکه هنوز میخواست کار کند.