zwangsräumen
تخلیه اجباری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas/jemanden aus einem Ort)
ملک یا مکانی را به حکم قانون یا با استفاده از زور از افراد یا اشیاء خالی کردن.
- Die Polizei musste die Demonstranten zwangsräumen.پلیس مجبور شد تظاهرکنندگان را با زور تخلیه کند.
- Das Haus wurde wegen ausstehender Zahlungen zwangsgeräumt.خانه به دلیل پرداختهای معوقه تخلیه اجباری شد.