niederzwingen
به زور پایین آوردن، مغلوب کردن، سرکوب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas niederzwingen)
کسی یا چیزی را با زور یا قدرت مجبور به تسلیم کردن، سرکوب کردن یا شکست دادن.
- Die Armee zwang den Feind nieder.ارتش دشمن را مجبور به تسلیم کرد.
- Er zwang seine Angst nieder und sprach weiter.او بر ترس خود غلبه کرد و به صحبت ادامه داد.
2
Akkusativ / sich
(مجازی) احساسات، واکنشها یا تمایلات خود را کنترل کردن، فرو نشاندن یا مهار کردن.
- Sie zwang sich, ruhig zu bleiben.او خود را مجبور کرد که آرام بماند.
- Er zwang seine Wut nieder, um keinen Streit zu beginnen.او خشم خود را فرو نشاند تا دعوایی را شروع نکند.