zwangsverschicken
به اجبار تبعید کردن، فرستادن به مکانی برخلاف میل
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی/چیزی را به اجبار فرستادن، تبعید کردن، اخراج کردن
- Die Regierung hat viele Dissidenten zwangsverschickt.دولت بسیاری از مخالفان را به اجبار تبعید کرد.
- Sie wurden in ein Arbeitslager zwangsverschickt.آنها به اجبار به یک اردوگاه کار فرستاده شدند.