zwangsversteigern

Aussprache: /ˈt͡svangsfɛɐ̯ˌʃtaɪ̯ɡɐn/
Wortzerlegung: zwangs·ver·stei·gern
فعل

به مزایده گذاشتن اجباری

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک ملک یا دارایی را به دلیل بدهی یا حکم دادگاه به صورت اجباری به مزایده گذاشتن و فروختن.

  • Wegen unbezahlter Schulden musste das Haus zwangsversteigert werden.به دلیل بدهی‌های پرداخت نشده، خانه باید به مزایده اجباری گذاشته می‌شد.
  • Die Bank drohte damit, die Immobilie zu zwangsversteigern.بانک تهدید کرد که ملک را به مزایده اجباری خواهد گذاشت.