zwanzigköpfig
بیست نفره، شامل بیست نفر
Bedeutungen
1
شامل یا متشکل از بیست نفر یا عضو.
- Eine zwanzigköpfige Delegation besuchte das Unternehmen.یک هیئت بیست نفره از شرکت بازدید کرد.
- Die zwanzigköpfige Gruppe plante eine Wanderung in den Bergen.گروه بیست نفره قصد داشتند به کوهستان پیادهروی کنند.
- Das Projekt wurde von einem zwanzigköpfigen Team erfolgreich abgeschlossen.پروژه با موفقیت توسط یک تیم بیست نفره به پایان رسید.