zwanzigminütig
بیست دقیقهای، بیست دقیقه طول کشنده
Bedeutungen
1
چیزی که مدت زمان آن دقیقاً بیست دقیقه است.
- Die zwanzigminütige Wanderung war anstrengend, aber lohnend.پیادهروی بیست دقیقهای طاقتفرسا اما ارزشمند بود.
- Er gab eine zwanzigminütige Zusammenfassung des Themas.او خلاصهای بیست دقیقهای از موضوع ارائه داد.
- Wir hatten eine zwanzigminütige Verspätung.ما بیست دقیقه تاخیر داشتیم.