zweckbetont

Aussprache: /ˈt͡svɛkˌbətoːnt/
Worttrennung: zweck·be·tont
صفت

با تأکید بر هدف، هدفمند

Bedeutungen

1

چیزی که در آن هدف یا کارایی بر جنبه‌های دیگر مانند زیبایی یا سرگرمی اولویت دارد.

  • Das Design des Autos ist sehr zweckbetont und aerodynamisch.طراحی این خودرو بسیار با تأکید بر هدف و آیرودینامیک است.
  • Seine Kleidung war praktisch und zweckbetont, nicht modisch.لباس‌های او کاربردی و هدفمند بودند، نه مد روز.
  • Die Architektur des Gebäudes ist klar zweckbetont und funktional.معماری این ساختمان به وضوح هدفمند و کاربردی است.