anzwecken

Aussprache: /anˈtsvɛkn̩/
Worttrennung: an·zwe·cken
فعل

با سنجاق وصل کردن، پین کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ + an + Akkusativ

با میخ کوچک زدن، با پونز زدن (چیزی را به چیزی).

  • Er zweckte das Bild an die Wand.او تابلو را با میخ به دیوار وصل کرد.
  • Sie hat die Notizen an den Kühlschrank angezweckt.او یادداشت‌ها را با پونز به یخچال وصل کرده بود.
2 Akkusativ + für + Akkusativ

(مجازی، کمتر رایج) هدف قرار دادن، برای هدفی خاص در نظر گرفتن (چیزی را برای چیزی).

  • Dieses Projekt ist für die Zukunft angezweckt.این پروژه برای آینده در نظر گرفته شده است.
  • Er hat seine Bemühungen für dieses Ziel angezweckt.او تلاش‌های خود را برای این هدف متمرکز کرده بود.