zweifelhaft

Aussprache: /ˈt͡svaɪ̯fl̩haft/
Worttrennung: zwei·fel·haft
صفت

مشکوک، تردیدبرانگیز، نامطمئن

Bedeutungen

1

چیزی که باعث ایجاد شک و تردید می‌شود؛ قابل تردید، غیرقابل اعتماد.

  • Der Ursprung des Geldes war zweifelhaft.منشأ پول مشکوک بود.
  • Seine Motive sind zweifelhaft, ich traue ihm nicht.انگیزه‌های او مشکوک است، من به او اعتماد ندارم.
  • Die Echtheit des Dokuments ist zweifelhaft.اصالت سند تردیدبرانگیز است.
2

نامطمئن بودن از چیزی، داشتن شک و تردید در مورد صحت یا حقیقت آن.

  • Es ist zweifelhaft, ob er die Prüfung bestehen wird.تردیدبرانگیز است که آیا او در امتحان قبول خواهد شد.
  • Ob das Experiment erfolgreich sein wird, ist noch zweifelhaft.اینکه آیا آزمایش موفقیت‌آمیز خواهد بود یا نه، هنوز نامطمئن است.
  • Die Zukunft des Projekts ist zweifelhaft geworden.آینده پروژه نامطمئن شده است.