zweihändig

Aussprache: /ˈtsvaɪ̯hɛndɪç/
Worttrennung: zwei·hän·dig
صفت

با دو دست، دو دستی

Bedeutungen

1

انجام شده یا گرفته شده با استفاده از هر دو دست.

  • Er hob die schwere Kiste mit zweihändiger Kraft an.او جعبه سنگین را با نیروی دو دستی بلند کرد.
  • Das Schwert wurde zweihändig geführt.شمشیر با دو دست حمل می‌شد.
  • Für diese Aufgabe braucht man eine zweihändige Bedienung.برای این کار به یک عملیات دو دستی نیاز است.