zweiköpfig

Aussprache: /ˌt͡svaɪ̯ˈkœpfɪç/
Worttrennung: zwei·köp·fig
صفت

دو سر، دو نفره

Bedeutungen

1

دارای دو سر یا دو بخش اصلی؛ در مورد شغل یا موقعیت، به معنی داشتن دو نفر که همزمان مسئولیت را بر عهده دارند.

  • Die Hydra ist eine mythische Schlange mit zweiköpfigem Körper.هیدرا ماری افسانه‌ای با بدنی دو سر است.
  • Das Unternehmen hat eine zweiköpfige Geschäftsführung.این شرکت دارای یک مدیریت دو نفره است.
  • Manche Insekten haben einen zweiköpfigen Rumpf.برخی حشرات تنه دو سری دارند.