zweitägig

Aussprache: /ˈt͡svaɪ̯ˌtɛːɡɪç/
Worttrennung: zwei·tä·gig
صفت

دو روزه

Bedeutungen

1

که دو روز طول می‌کشد یا به مدت دو روز ادامه دارد.

  • Wir planen einen zweitägigen Ausflug in die Berge.ما برای یک سفر دو روزه به کوهستان برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Die Konferenz war ein großer Erfolg und dauerte zwei Tage.کنفرانس موفقیت بزرگی بود و دو روز طول کشید.
  • Sie hat eine zweitägige Reise nach Paris gebucht.او یک سفر دو روزه به پاریس رزرو کرده است.