zweitägig
دو روزه
Bedeutungen
1
که دو روز طول میکشد یا به مدت دو روز ادامه دارد.
- Wir planen einen zweitägigen Ausflug in die Berge.ما برای یک سفر دو روزه به کوهستان برنامهریزی میکنیم.
- Die Konferenz war ein großer Erfolg und dauerte zwei Tage.کنفرانس موفقیت بزرگی بود و دو روز طول کشید.
- Sie hat eine zweitägige Reise nach Paris gebucht.او یک سفر دو روزه به پاریس رزرو کرده است.