zweitäglich
دو روز یکبار
Bedeutungen
1
اتفاق افتادن یا انجام شدن در فواصل زمانی دو روزه؛ هر دو روز یکبار.
- Die Pflanzen werden zweitäglich gegossen.گیاهان دو روز یکبار آبیاری میشوند.
- Wir treffen uns zweitäglich, um das Projekt zu besprechen.ما دو روز یکبار برای بحث در مورد پروژه ملاقات میکنیم.
- Die Reinigung des Pools erfolgt zweitäglich.تمیز کردن استخر دو روز یکبار انجام میشود.