صفت
درجه دوم، کماهمیت، ثانویه
جملات نمونه برای zweitrangig:
„Zwar ist Podolski offiziell nicht mehr Spielführer der Kölner, doch das war in diesen Minuten ''zweitrangig.''“
«هرچند پودولسکی رسماً دیگر کاپیتان کلن نیست، اما در این لحظات این موضوع کماهمیت بود.»