zweiwöchentlich

Aussprache: /ˌtsvai̯ˈvœçəntlɪç/
Worttrennung: zwei·wö·chent·lich
صفت

دو هفته یکبار، هر دو هفته یکبار

Bedeutungen

1

رویدادی که هر دو هفته یک بار اتفاق می‌افتد یا تکرار می‌شود.

  • Die Vereinsmitglieder treffen sich zweiwöchentlich.اعضای انجمن هر دو هفته یکبار ملاقات می‌کنند.
  • Es gibt eine zweiwöchentliche Lieferung von frischem Obst.یک تحویل دو هفته یکبار میوه تازه وجود دارد.
  • Der zweiwöchentliche Newsletter informiert über Neuigkeiten.خبرنامه دو هفته یکبار در مورد اخبار اطلاع‌رسانی می‌کند.