zwiebeln
آزار دادن، اذیت کردن، سوزاندن (چشم)
Bedeutungen
1
intransitiv / Akkusativ
باعث سوزش یا درد شدید شدن، به ویژه در چشمها یا پوست.
- Der Rauch der Kerze zwiebelt in meinen Augen.دود شمع در چشمانم میسوزد.
- Die Zwiebeln haben beim Schneiden stark getränt und die Augen gereizt.پیازها هنگام خرد کردن باعث اشکریزش شدید و سوزش چشم شدند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas zwiebeln)
کسی را به شدت آزار دادن یا اذیت کردن (معمولاً به صورت مجازی یا در مورد درد).
- Seine ständigen Fragen zwiebelten mich.سوالات مداومش مرا آزار میداد.
- Die Erinnerung an den Vorfall zwiebelte ihn immer noch.یادآوری آن حادثه هنوز او را آزار میداد.